تبليغاتX
پاتوق عاشقان تنها

پاتوق عاشقان تنها

پاتوق عاشقان تنها

برای دسترسی سریع به هر بخش کلیک کنید

پاتوق عاشقان تنها

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم خرداد 1390ساعت 22:1  توسط تنهای زمینی 

شعر عاشقانه

سلام بهونه‌ی قشنگ من برای زندگی

آره بازم منم، همون دیوونه‌ی همیشگی

فدای مهربونیات، چه می‌کنی با سرنوشت

دلم برات تنگ شده بود، این نامه رو واست نوشت

حال من و اگه بخوای، رنگ گلای قالیه

جای نگاهت بدجوری، تو صحن چشمام خالیه

ابرا همه پیش منن، اینجا هوا پر از غمه

از غصه‌هام هر چی بگم، جون خودت بازم کمه

دیشب دلم گرفته بود،‌ رفتم کنار آسمون

فریاد زدم یا تو بیا، یا من و پیشت برسون

فدای تو نمی‌دونی، بی تو چه دردی کشیدم

حقیقت و واست بگم، به آخر خط رسیدم

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم خرداد 1389ساعت 23:32  توسط تنهای زمینی  | 

شعر عاشقانه

 

میدانی دیشب در عمق تنهایهایم ..در سکوت پایان ناپذیر اتاقم...دلم برای خودم سوخت و خاکستر شد
برای دلی که هیچ ظلمی نکردو هیچ جفایی نکرد و هیچ کس را نیازرد
اما خود ظلم و جفا دید و شکست و خرد شد
برای دلی که می دانست نباید دل ببندد...اما بست،اخه چرااااااا...؟؟؟؟
تازه جرأت گفتنشم روهم نداشت
"دل:اگه بهش بگم دوست دارم و اون توجهی بهم نکنه چی"
واقعاً میمردم،وای از دسته این غرور لعنتی که هرچی میکشم از اونه
بارها سعی کردم بگم اما تا لبانم از هم باز شد دوباره مهر خاموشی بر ان خورد
دلی که تو معشوقش بودی.... اما گناه او چیست ؟؟؟؟
دلی که نمیدانست برای عاشق شدن باید قلبی عاشق را دید...دلی که لحظه ای بی تو بودن را ندید
و حالا دیر زمانی است که تنهاست...رفتی ..خدایم پشت و پناهت
فراموشم کردی خدا کند فراموش نشوی
شکستی خدا کند نشکنی
تنهایم گذاشتی خدا کند تنها نمانی
عاشقم کردی کاش خدا میخواست و عاشقم میشدی
 
+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم خرداد 1389ساعت 23:18  توسط تنهای زمینی  | 

سلامی به گرمای عشق سلام دوستان وبلاگ ۲۰۰۶ لاو بعد از ۱ سال وقفه مجددا فعالیت خود را آغاز میکند
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم خرداد 1389ساعت 21:24  توسط تنهای زمینی  |